دیروز بعد از ظهر با دوستم تلفنی حرف می زدم ، قبلاً نوشته بودم که دوستم مهندسی برق الکترونیک تو زنجان خونده، قبلاً آدم با انگیزه ای بود تو کنکور رتبه کلش 2400 بود ، با معدل 15 به بالا هم از دانشگاه دولتی فارغ التحصیل شده، اما الان انگیزش مرده یعنی یه جورایی امیدش رو به زندگی از دست داده ، الان 3،4 ماهه که دنبال کاره ، اما کو کار ؟ اصلاً تو بعضی کارخونه ها راش نمی دن بره تو در مورد کار پرس وجو کنه، به یه شهر دیگه هم سر زده ، ولی واقعاًکار نیست، یعنی هیچ جا برا کسی که پارتی نداره کار نیست، واقعاً دپرس شده ، آدم با هزار زحمت دانشگاه قبول شه، با هزارو یه زحمت دیگه درسای به اون سختی برق رو تموم کنه، کار آموزی رو تو یه کار خونه معتبر انجام بده ،اما آخرش چی؟ امید وارم اونم زود کار پیدا کنه، البته یکی از دوستام که مکانیک تبریزخونده اونم باهاش دنبال کاره اما هر دو دست از پا درازتر.
خدارو شکر من هنوز دارم درس می خونم و وارد دغدغه ی کار نشدم، مامانم هم نمی ذاره دنبال کار بگردم ، اون بیشتر علاقه داره من ادامه تحصیل بدم، که خواسته ی من و آرزوی اون هم جهت هستن، پس من اگه ارشد قبول نشم دپرس میشم، اما امید دارم که قبول میشم، حتماً.
نمی دونم چه جوری باید خلاقیت به خرج بدم و برا خودم و چند تا از دوستام کاری ایجاد کنم، من سرمایه ی زیادی هم نمی تونم جور کنم، ولی مطمئنم می تونم راهی پیدا کنم، خیلی بهش فکر می کنم، یه کار سازنده، نه کپی cd یا تایپ آگهی ترحیم و... .
اما دنبال ایده هستم تو اینترنت، مجله ، تلوزیون،حتی خوابام، اما هنوز نتونستم اما باید پیدا کنم، نمی خوام سربار جامعه باشم ، دوست دارم تو زندگیم کار مفید انجام بدم. برا دعا کنین.
فردا باید برم دانشگاه، اما همه خریدای عیدم مونده برا الان ، فکر نکنم برسم همه رو انجام بدم، کیف، کفش، شلوارو...، امروز آرایشگاه هم باید برم، هنوز وقت نگرفتم. من خیلی هم دقیقه نودی نیستم اما امسال عید اصلا فرصت نداشتم چه قبل عید ، چه عید ، تا دیروز شب بچه های مهمونا از سرو کولم بالا می رفتن، اما تنوع خیلی خوبی بود.
من از خرید قبل عید خیلی خوشم نمی آد همه چیو نو کنی و بشینی سر سفره هفت سین، به نظرم مسخره می آد ، دیگه مثل خیلی قدیما نیست که لباس کم باشه و سالی یه بار آدم خرید کنه، من خودم وقتی نیاز داشته باشم خرید می کنم ، اصلاً تو بحر مد و این جور چیزا هم نیستم، البته بحث اینکه گربه دستش به گوشت نمی رسه میگه سویا می خورم، نیست.
ما اصلاً تو خونمون چهارشنبه سوری هم نداریم حتی یه آتیشه ساده، این ربطی به ذوق و بی ذوقی نداره، ما شادی می کنیم ، ولی ما به این اعتقاد نداریم که آتیش شادی بیاره، البته با احترام کامل به نظرات شما. اما واقعاً برامون دیدن صحنه های سوختگی ، نقص عضو ،کوری، که از تلوزیون پخش می کنن خیلی غم انگیزه. خوب کاش همون آتیشه ساده بود نه اون ترقه هاو ... .
الان از هر دری حرف زدم باید برم بخوابم، احتمالاً تا هفته بعد خداحافظ